امان از ایناردیبهشت که تمام قندهای نخوردهرا در دل من آب می کند...که انگار اصلا عاشقم...که انگار تو اینجایی و من بی خیال تمام این خستگی های روزگارم...که انگار تو خبر از شکوفه ها آورده ای...که انگار تو در گوشم صبح یک روز اردیبهشتی گفته ای:بیدار شو جانم اردیبهشت است...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 7 AM توسط حسن
|
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
تاريخ: دوشنبه
10 ارديبهشت
1403 ساعت: 21:30